وقتی عزیزی میره از دستمون وقتی بلا میباره از آسمونوقتی آدم رونده میشه از خونهچاره ای نیست جز گوشه ی میخونهاونوقت آدم می میزنهبه زندگی هی میزنهخودشو فراموش میکنهبه حرف دل گوش میکنهواسه اینه که همدم مستا شدمرفیق پیمونه به دستا شدماز خود و بیگانه جفا دیده...
Lire la suiteتو رفته ای و بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه مهمترین بحران خاورمیانه است و این احمق ها هنوز بر سر نفت می جنگند
Lire la suiteدخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت ”او یقینا پی معشوق خودش می آید “ پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود ” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “ عشق قربانیِ مظلوم ” غرور ” است هنوز
Lire la suiteهر جا هستی،یاد من باش ،یاد این نفس بریده که یه عمره توی آینه،تنها عکس تو رو دیده هر جا هستی،یاد من باش ،من که با یاد تو موندم پا به پای هر دقیقه،از تو خوندم،از تو خوندم از تو که شرم سلامت،لحظه هامو زیر و رو کرد با خداحافظ سردت،چشم من به گریه خو کرد همترانه...
Lire la suiteنمیدانم چه صیغه ایست که هر وقت دلم تنگ میشود چشمهایم نیز چکه میکنند گلویم دیگر چرا سوزشش میگیرد؟ بهترین قسمتش اینجاست که درست در همین لحظه دستهایم با پاهایم آشتی میکنند و یکدیگر را در آغوش میکشند
Lire la suiteسخت است تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند
Lire la suiteاز استادى پرسیدند: آیا قلبى که شکسته بازهم میتواند عاشق شود ؟ استادگفت : بله پرسیدند : آیا شما تا کنون از لیوان شکسته اب خورده اید ؟ استادپاسخ داد :آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید !؟
Lire la suiteمردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم
Lire la suite