آیا شما قمپز در كردین...؟؟؟قمپز ( در اصل قپوز) نام توپی است که عثمانی ها در سلسله جنگ هایی که با ایران داشته اند مورد استفاده قرار می دادند این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی شد و فقط از باروت و پارچه های کهنه که با فشار درون لوله...
توی گمرک بین المللی یک دختر خوشگل که یه موصاف کن برقی نو از یه کشور دیگه خریده بوده از یه پدر روحانی میخواد موصاف کنش رو تو گمرگ زیر لباسش بزاره و بیرون ببره تا خانم مالیات نده پدر روحانی میگه: باشه ولی بشرطه اینکه اگه پرسیدن من دروغ نمیگمدختره که چاره...
برای آمدن به اینجا باید عاشق باشی برای آمدن به این مکان اتوبوس رایگان وجود ندارد..باید بنزین لیتری 700 تومان بزنی...نهار و شام و صبحانه مجانی هم به کسی نمیدهند..سر جاده که میرسی تابلو اخطار نصب کرده اند که وروردی برای هرتن 2000 تومان و برای ماشین جداگانه...
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها، با داغ او چو لالهدر خون نشسته باشم چون باد رفته باشد امشب صدای تیشه از بیستون نیامدشاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد خونش به تیغ حسرت یا رب حلال باداصیدی که از کمندت...
دوستایی که منو از نزدیک میشناسن خوب میدونن که تو این چهار سال دولت سابق به حد کافی اذیت شدم و از کار و زندگی افتادم. الان بعد از گذشت حدود یک سال از دولت قبلی و سر کار اومدن دولت جدید دارم به این فکر میکنم که نکنه همه ی دعواهای سیاسی این چند سال فقط یه...
زندگی دفتری از خاطره هاست، خاطراتی شیرین، خاطراتی مغشوش، خاطراتی که ز تلخی رگ جان می گسلد/ ما زاقلیمی پاک که بهشتش نامند به چنین رهگذری آمده ایم/ زندگی صحنه رنگین ریاست همه مشتاق به آن مینگریم، عاقبت از پس تقدیر چو باد، روزی از لاشه آن میگذریم/ زندگی...
هر جا هستی،یاد من باش ،یاد این نفس بریده که یه عمره توی آینه،تنها عکس تو رو دیده هر جا هستی،یاد من باش ،من که با یاد تو موندم پا به پای هر دقیقه،از تو خوندم،از تو خوندم از تو که شرم سلامت،لحظه هامو زیر و رو کرد با خداحافظ سردت،چشم من به گریه خو کرد همترانه...
استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه به بغلمیبینهسر و همسر نگرفتم که گرو بود سرمتو شدی مادر و من با همه پیری پسرمتو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوزمن بیچاره همان عاشق خونین جگرممنکه با عشق نراندم به جوانی هوسیهوس عشق و جوانیست به...
Aku mencintaimu Di hati saya، saya punya satu taman. Dan di taman itu, saya hanya punya satu teman. Saya memeluk temanku, dan saya mencium bibir dia. Kehidupan adalah indah, seperti satu bunga. , Saya selalu telah punya satu harapan : Saya mau memiliki...
وقتی عزیزی میره از دستمون وقتی بلا میباره از آسمونوقتی آدم رونده میشه از خونهچاره ای نیست جز گوشه ی میخونهاونوقت آدم می میزنهبه زندگی هی میزنهخودشو فراموش میکنهبه حرف دل گوش میکنهواسه اینه که همدم مستا شدمرفیق پیمونه به دستا شدماز خود و بیگانه جفا دیده...
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ . ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ...
پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیمپیرزن قبول کردفردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومدوقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنهازش پرسید چرا...
لبخند تو را چند صباحیست ندیدم یکبار دگر خانه ات آباد بگو سیب از میوه ی حوایی تو سیر نخوردیم وشد از یاد،بگو سیب در یاد تو مانده است بهشتی شده بر باد،بگو سیبمن ماندم و این جرم قشنگ،آدم عاشقعشق من عجب معرکه ای کرد در آن واد،بگو سیب !! یکبار دگر باید از این...
بیا ای مرگ امشب راحتم کن سخت دلگیرم ملول از ننگ هستی هستم و از زندگی سیرم اگرجان از تن انسان چو بیرون رفت میمیرد ندارم جانی اندر تن چرا آخر نمیمیرم گریزانی چرا ای مرگ ای صیاد دام افکن شکارآمد به پای خود چه غم داری بزن تیرم بیا دستم به دامان تو دستم را...
اهانت امیر عاملی به استاد شجریان و انتشار شعری در خبرگزاری فارس خبرگزاری فارس، سروده امیرعاملی علیه محمدرضا شجریان را منتشر کرد.در مقدمه این شعر آمده است: « در پاسخ به منافقانی که می خواهند با صدای سوخته شجریان ، مردم ایران را تحقیر کنند؛ مردمی که سرافراز...
دفتر عشـــق كه بسته شـد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونبه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدماونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودبد...
جرس: حسن روحانی از روزهای نخست آغاز به کار دولتش با چالش های جدی روبرو بوده است. او تحت فشار محافظه کارانی است که از جبهه نسبتا قدرتمندی در مجلس شورای اسلامی برخوردارند. تندروهای مجلس زمزمه طرح سوال از رییس جمهور را آغاز کرده اند و بعید نیست که در ماه...
شارژ مهتاب چی شد پس این شارژ ؟ مشتری اومده دوباره - ... آخه نه نه دست خودم که نیست ... - بمیری ایشاا... که از دست همتون راحت بشم - دیگه کسی شارژ نمیده .... من چیکار کنم ؟؟ - ... امروز فقط دو تا شارژ گرفتی که یکیش هم سرکاری بوده ... مشتری هم که رفت ......
اونقدر عاشق میشم ................اونققدر از تو میگم که میون اسم تو توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشهاونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشهتو مگه قلب منی که صدای نفسات هر جا هستم با منهتو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو...
شد خزان گلشن آشنایی بازهم آتش به جان زد جدایی عمر من ای گل طی شد بهر تو وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی با تو وفا کردم تا به تنم جان بود عشق و وفاداری با تو چه دارد سود آفت خرمن مهر و وفایی نوگل گلشن جور و جفایی از دل سنگت اه دلم از غم خونین است روش...
مرا راه گلو ای بغض غم، وا می کنی یا نهبرایم چاره ای جز گریه پیدا می کنی یا نهببین سوز درونم از خطوط چهره ام پیداستتو هم در چهره ام غم را تماشا می کنی یا نهدلم در هر طپش صد بار آواز تو را خواندنمی دانم تو هم یاد دل ما میکنی یا نهفشردم بار ها زنگ در میخانة...
انت الحیاه زندگی تویی انت مین هواک بقلبی یدوم تو کی هستی که عشقت در قلبم ادامه دارد انت مین لحظة ما بنساک تو که هستی که حتی برای یک لحظه هم نمی توانم فراموشت کنم انت مین وعنی غایب یوم عل حنین بیعیشنی هواک تو که هستی که اگر یک روز از من دور شوی، عشق توست...
از دست این مخاطب خاص کم کم حرفام بوی کهنه فلسفه میده ولی هر چقد هم فکر میکنم متوجه ارتباط فلسفه با زبان اندونزیایی نمیشوم و دقیقا نمیدونم که چرا با این زبان با مخاطب خاصم میحرفم . Saya sama sekali tidak faham kenapa kamu berkata : kamu mincintaiku dan...
به سلامتی پنگوئن كه نیم وجب قد داره ولی لاتی راه میره به سلامتی سندباد كه بچه كرمانشاه نبود ولی كل دنیارو با شلوار كردی گشت به سلامتی "مادر" كه اگه غذا سرسفره كم بیاد یهو دلش بدجور هوس نون و ماست میكنه و در آخر ... به سلامتی خودم كه خیلی تنهام نه اینكه...
دلم تنگ است این شبها یقین دارم که میدانی صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند...