دل اگر بستی محکم نبند مراقب باش گره کور نزنی او میرود تو می مانی و یک گره کور
Lire la suiteگــــــاهی احســـــــاس میکنم روی دست خدا مانده امخستـــــــه اش کرده امخودش هم نمی داندبامن چه کند
Lire la suiteنهم فروردین تبریز بودم رفتم همون پارک و روی همون نیمکت نشستم یه گل سرخ گذاشتم روی نیمکت و زیر لب گفتم هر جا هستی تولدت مبارک
Lire la suiteﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ . ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ...
Lire la suiteدیشب در خواب ناگهان خدا در گوشم گفتتو را چه به عشق گفتم : چرا ؟ گفتتو در خوابی و عشقت در آغوش دیگریلبخندی زدم وگفتم: خدایا این مخلوق آفریده توست شاید تو خوابی و خبر از رسم دنیا نداری
Lire la suiteپیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیمپیرزن قبول کردفردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومدوقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنهازش پرسید چرا...
Lire la suiteدفتر عشـــق كه بسته شـد دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدمخونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدونبه پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدماونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودبد...
Lire la suiteقدرت مرور خاطرات گذشته بدترین نوع عذاب برای دلهای عاشق است این روزا بدترین عذاب ها را تحمل میکند این دل عاشقم. ای خدا بعضی ها را از روی حکمت کر و لال و کور مادر زاد خلق میکنی، حتما این دل بیچاره من لایق حکمت تو نبود که قدرت فوق العاده در مرور خاطرات کهنه...
Lire la suite