زندگی دفتری از خاطره هاست، خاطراتی شیرین، خاطراتی مغشوش، خاطراتی که ز تلخی رگ جان می گسلد/ ما زاقلیمی پاک که بهشتش نامند به چنین رهگذری آمده ایم/ زندگی صحنه رنگین ریاست همه مشتاق به آن مینگریم، عاقبت از پس تقدیر چو باد، روزی از لاشه آن میگذریم/ زندگی خاطره ای بیش نبود، بهر ما جز غم و تشویش نبود، به کدام خاطره اش خوش باشیم، که کدام خاطره اش نیش نبود/ یک نفر در دل شب، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر هم سفر سختی هاست/ چند برگی تو ورق خواهی زد مابقی را قسمت، قسمتت شادیهاست؟ چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد، ما همه همسفر و رهگذریم، آنچه باقیست فقط خوبیهاست
