گناه من چی بود آخه ... ؟
این برای چندمین بار بود که به خاطر من و امثال من با خانمش حرفش می شد . وقتی که او سوار ماشین دوستش شد من و چند تای دیگه تو ماشین دوستش بودیم که موقع پیاده شدن ، با خنده دستی به گونه های من کشید و من هم با او پیاده شدم . در خونه رو باز کرد و در حالیکه با لپ های من بازی می کرد از پله ها رفتیم بالا . دستان خیلی گرمی داشت و هر بار که به صورتم می کشید کلی حال می کردم
قبل از اینکه در آپارتمانش را باز کند ، نگاهی به این طرف و آنطرف انداخت و یواشکی گردنم رو بویید و از گونه های گل انداخته ام بوسی ای گرفت و خندید و باهم داخل شدیم
زنش تو حموم بود ، یه کمی باهام ور رفت و خواست صورتم را گاز بگیرد که پشیمون شد و منو نشوند رو اپن آشپزخونه و خودش رفت دست به آب
تا او کارش تمام شود ، خانمش که هنوز داشت با حوله موهایش را خشک می کرد از حموم اومد بیرون
اومد سمت آشپزخونه و رفت سر یخچال ، یه لیوان آب پرتقال ریخت و نوش جان کرد و گفت : آخیییی ..... جیگرم حال اومد
اما یهو با دیدن من جیغ بلندی کشید و هر چی فحش بود به شوهرش داد و شوهرش در حالیکه با حوله داستاشو خشک میکرد از دستشویی اومد بیرون و در حالیکه نمی تونست جلوی خنده ی خودش رو بگیره ، رفت و ولو شد روی کاناپه بزرگ وسط اتاق
زنش با یه دستمال منو برداشت و پرت کرد رو سر اون و گفت : تو که میدونی من چقدر از هلو بدم میاد ، چرا اذیتم میکنی آخه ؟
یه لحظه دنیا دور سرم چرخید و همه ی خوشی های چند لحظه پیش از دماغم ریخت . اونم منو برداشت و با خنده از صورتم یه گاز محکم گرفت و .... تمام