اینکه توقع داشته باشی زندگی باهات خوب باشهچون تو باهاش خوبی ؛مثل اینه که توقع داشته باشی یه گرگ تورو نخورهچون توام اونو نمیخوری " ال پاچینو "
Lire la suite
اهای کافه چیاز ما که گذشت اما هر که تنها آمد اینجامپرس چه میل داری...؟!؟!؟!؟ تلخ ترین قهوه ی دنیا را برایش بریز آدمهای تنها مِزاج شان به تلخی ها عادت دارد
Lire la suiteبعضی وقتاآدما الماسی توی دست دارن بعد چشمشون به یه گردو می افته دولا میشن تا گردو را بردارن ، الماسه می افته تو شیب زمین قل می خوره و تو عمق چاهی فرو میره .می دونی چی می مونه ؟یه آدم و یه دهن باز و یه گردوی پوک و یه دنیا حسرت
Lire la suiteHafez : Chez moi, l'amo des etres aux yeux noirs ne sortira de la tete, Tel est le décret du ciel, il ne changera pas مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگر گون نخواهد شد
Lire la suiteفروغی چه زیبا میگفت : اگر یاد کسی هستیم این هنـر اوست ، نه هنـر ما چقـدر زیبـاست کسـی را دوسـ♥ــت بـداریـمنـه برای نیــاز نـه از روی اجبــار و نـه از روی تنهایـی فقـط بـرای اینـکه ارزشـش را دارد ♥
Lire la suiteدور از وطن ، بی آشیان - اندر میان خاکیان آمد فرشته پیش من - گفتا که پیش من بمان آن شب دلم بی کینه بود - مست از غم دیرینه بود حتی فرشته مثل من - در حسرت آئینه بود در کوچه باغ خاطره - آنجا که زندان غمه گفتا فرشته گوش من - با من بیا ، بی فاصله او رفت و من...
Lire la suiteمن ناکام ترین جوان دنیای زندگانم که از پشت پنجره بخار گرفته روزگار به دوران خوش کودکی سالهای دور با حسرت می نگرم و بی هیچ امیدی آرزوی های خام ایام کودکی را در حباب پوچ زندگی مرور میکنم و میخندم و میگریم بر روزهای از دست رفته جوانی من ناکام ترین جوان دنیای...
Lire la suiteهر ثانیه می گذردچیزی از تو را با خود می بردزمان غارتگر غریبی استهمه چیز را بی اجازه می بردو تنها یک چیز راهمیشه فراموش می کند حس « دوست داشتن » تو را
Lire la suite
دوستایی که منو از نزدیک میشناسن خوب میدونن که تو این چهار سال دولت سابق به حد کافی اذیت شدم و از کار و زندگی افتادم. الان بعد از گذشت حدود یک سال از دولت قبلی و سر کار اومدن دولت جدید دارم به این فکر میکنم که نکنه همه ی دعواهای سیاسی این چند سال فقط یه...
Lire la suite