حافظــه ی آدم هــای غمگیــن قویـــست می داننــد کجــایِ کــدام خیــابــان آن روز
مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم
نوروز شدروز از نو ، روزی از نوو باز هر روز سربازی جایی از جهان جان می دهدنوروز شدروزی دگر نو شدو انسانیت افسانه ترو من هر سال نوروز را به سوگ می نشینمانسانیت یک گام دیگر از عصرم فاصله می گیرد "هلن امینی"
وابسته شدم به تو ، بی آنکه بدانم “وابستگیها” وام های کوتاه مدتی هستند با......بهره های سنگین
به سراغ من اگر می آیی دگر آسوده بیا چند وقتی ست که فولاد شده چینی نازک تنهایی من
عشق تو شوخی زیبایی بود که خدا با قلب من کرد زیبا بود اما شوخی بود حالا تو بی تقصیری و خدای تو هم بی تقصیر است من تاوان اشتباه خودم را پس میدهم تمام این تنهایی تاوان "جدی گرفتن آن شوخی" است
دنـــــیـــــــا بازی هایت را سرم درآوردی گرفتنی ها را گرفتی دادنی ها را ندادی ؛ حسرت ها را کاشتی زخم ها را زدی دیگر بس است . چون چیزی نمانده بگذار بخوابم محتاج یک خواب بی بیدارم
وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید لباس هایی با جیبهای بزرگ به اندازه ی دو دست بخرید شاید همین پاییز عاشق شُدید
آخرین بارى که نظرم واسه کسى مهم بود به سالها پیش برمیگرده که مادربزرگم ازم پرسید جاتُ اینجا بندازم یا اون اتاق
سخت است تشییع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست تا رهگذری بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند
هر چه بیشتر احساس تنهایی کنیاحتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر می شود نامه ای عاشقانه از تیمارستانِ ایالتیریچارد براتیگان
مـی گــویــنـد ســـاده اممـی گــویــنـد تـو مــرا با یـک نگـاه ، یـک لبـخـنـــد بـه بـازی میـــگیـــریمـی گــویــنـد تــرفنــدهـا و دروغ هایــت را نمــی فهمـــممـی گــویــنـد ســــاده اماما مــن فـقــط دوسـتـــت دارمو آنــها ایــن را نمـیفهمنــد
حرفها سه دسته اند دسته اول : گفتنی هادسته دوم : نوشتنی هاو دسته سوم : قورت دادنی هادو تای اول سبکت می کنند ، سومی سنگینت
تو رفته ای و بحران نوشیدن چای بی تو در این خانه مهمترین بحران خاورمیانه است و این احمق ها هنوز بر سر نفت می جنگند
ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺯﺩﯼ ؟ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﻫﻤشون همین ﺟﻮﺭﯾﻦ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﯾﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻠﯿﺸﻮ ﻭﺍﺳﺖ ﺟﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ که همه تو کفش بمونن
زمان غارتگر عجیبی است همه چیز را با خود میبرد بجز حس دوست داشتن را
نخست ثانیه ها کمی بعد دقیقه ها ... ساعت ها ... روزها به خودت که می آییمی بینی سال هاست درد می کشی و چیزی حس نمی کنی
هیــچ چیز دلنشین تر از این نیست که مدام نامت را صدا بزنم با یک علامت سؤال" ؟" و "تـــو" با حوصله جواب بدهی جـــــان دلـــــم !؟
زندگی چیست ؟ خون دل خوردن اولش عشق و آخرش مردن زندگی صحنه رنگین ریاست - همه مشتاق به آن مینگریم عاقبت از پس تقدیر چو باد - روزی از لاشه آن میگذریم زندگی خاطره ای بیش نبود - بهر ما جز غم و تشویش نبود به کدام خاطره اش خوش باشیم - که کدام خاطره اش نیش نبود؟...
به سلامتی لامصبائی که از زندگیت رفتن بیرون اما از دل لعلنیت نرفتن
شهادت مظلومانه ی مرزبان جمشید دانایی فر را به رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور محترم به سردار نقدی ، سردار فیروز آبادی، به برادران لاریجانی ، حضرت آیه الله مصباح یزدی ، آیت الله جنتی و سید احمد خاتمی ، ضرغامی و و ... و تسلیت عرض میکنمباشد به خود بیایند
آرام می آیمهمانجای همیشگیسر همان ساعت همیشگیبا همان شوق که می شناسیشبا خودم حرف می زنمبرای خودم خاطره تعریف می کنمو بی صدا مثل همیشه می رومبی آنکه تو آمده باشی
نمی دانم از دل تنگی عاشق ترمیا از عاشقیدل تنگ ترفقط می دانمدر آغوش منیبی آن که باشیو رفته ایبی آن که نباشی
تو که نمی آی تاج و تخت برای خودش به هم میزند دل تنگـــــــــــی
جا مانده است چیزی جاییکه هیچ گاه دیگر هیچ چیز جایش را پر نخواهد کردنه موهای سیاه ونه دندانهای سفید "حسین پناهی"