مردی در بزرگراه همت مشغول رانندگی بود که با ترافیک شدیدی متوقف شد. همانطور که در ماشین نشسته بود، یکی به پنجره ماشین زد. شیشه را پایین کشید و پرسید: چه خبر شده؟ احمدی نژاد را گروگان گرفته اند و صد میلیارد تومان برای آزادی اش خواسته اند و گفته اند که اگر...
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم حکم پیشانی ام این بود که تو گم شوی ومن به دنبال تو یک عمر مسافر باشم تو پری باشی و تا آنسوی دریا بروی من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم قسمت این بود ، چرا از تو شکایت بکنم ؟! یا در...
خب آدمی ست دیگر، دلش تنگ می شودحتی برای کسی که دو ساعت پیش برای اولین بار دیدهالان باید علامت تعجب بگذارم جلوی این جمله؟ آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند که فکرش را نمی کنیاز همانجا که گم می شوندتعدادشان هم کم نیست ، هی می آیند و می رونداما...
گناه من چی بود آخه ... ؟ این برای چندمین بار بود که به خاطر من و امثال من با خانمش حرفش می شد . وقتی که او سوار ماشین دوستش شد من و چند تای دیگه تو ماشین دوستش بودیم که موقع پیاده شدن ، با خنده دستی به گونه های من کشید و من هم با او پیاده شدم . در خونه...
اشكي دگر ندارم ,خنديدنم به زور است نفرين به هرچه قسمت! چشم دلم چه كوراست بر دل که گفته بودم , دل به كسي نبندد گوشي كه بشنود كو؟؟؟اين دل چه بيشعور است هردم گريه كردم تا حد جان سپردن گويي دوا ندارد ,اين چشم من چه كوراست ازعشق نا اميدم ,تا كي دلم بسوزد؟؟؟...
کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آئیماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام گل کم از خار شود چون تو به گلزار آئیشانه زد زلف جوانان چمن باد بهار تا تو پیرانه سر ای دل به سر کار آئیای بت لشگری ای شاه من و ماه سپاه سپر انداخته ام...
کم کم دارم به این نتیجه می رسم که در تعطیلات طولانی نوروز خود واقعی ام رو کشف کرده ام این که فیلسوف بودم و خودم خبر نداشتم راستش به یه کشف بزرگی درباره خودم رسیده ام به یه وجه تشابه ذاتی و ازلی بین خودم و محمود احمدی نژاد این که هر دو اشتباهی بودیم ایشون...
جوابم نکن مردم از نا امیدی شاید عاشقم شی خدا روچی دیدی خیال کن جواب منودادی اما عزیزم جواب خدا رو چی می دیهمین جوری اشکام سرازیر میشن دیگه از خودم اختیاری ندارممن از عشق چیزی نمی خوام به جزتو ولی از تو هیچ انتظاری ندارم صبوریم کمه بی قراریم زیاده چقدر...
با اینکه دوری از چشام ، تصویرت اما عالیه میبوسمت از راه دور، لبهام به اینم راضیه این بوسه ها از راه دور، شیرین ترین دل بازیه کاش اینجا بودی پیش من،دستاتو میدادی به من حرفامومی فهمیدی و ..میگفتی ازمن دل نکن ! میبوسمت از راه دور،وقتیکه چشمام روهمه خیلی...
به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند...
دور از وطن ، بی آشیان - اندر میان خاکیان آمد فرشته پیش من - گفتا که پیش من بمان آن شب دلم بی کینه بود - مست از غم دیرینه بود حتی فرشته مثل من - در حسرت آئینه بود در کوچه باغ خاطره - آنجا که زندان غمه گفتا فرشته گوش من - با من بیا ، بی فاصله او رفت و من...
Comme le vent qui se lève fait claquer les drapeauxfait s'ouvrir les fenêtres, s'envoler les chapeauxComme un vent de tempête retourne les bateauxEt fait tourner les têtes et ....Le vent à tout souffler, tout changer à mon retourIl m'a renversé, fait...
منو یادت نمیاد میدونم تا همینجاشم ازت ممنونم دیگه حتی نفسم در نمیاد کاری جز دعا ازم بر نمیاد برو خوش باش برو شیرینم من به آینده تو خوش بنم برو که الهی خوشبخت بشی مثل من درد جدایی نکشی نوش جونت همه ی بی کسیام برو خوشبخت بشی منو ول کردی با دلواپسیام برو...
بعد از یه عمر زبان فرانسه و اسپانیایی حرفیدن، حالا آخر عمری با زبان اندونزیایی با مخاطبم خاصم میحرفم Saya ingin tidur, Untuk selamanya, Saya lelah dari kehidupan ini, Dan dari kota ini, Ah, kenapa saya tidak bisa tidur malam ini ? saya ingin tidur ......
مرا ای آشنا نشناسی و دردم نمیدانی که قلبم در گرو داری هزار افسوس نمیمانی به لبخند و نگاه آتشین گویم ندایم را که هستی موطن انفاس من اما نمی یابی دلت را با دلم هم ساز کن عاشق ترینم کن نما دیوانه تر از این مرا اما نمی خوانی بیا تا کوچه های باغ دل را در هم...
سلام و عید شما مبارک تنهای دعای تحویل سال امسالم این بود : کاش سالی که نکوست از بهارش پیدا نباشد. چون امسال برای اولین بار لحظه تحویل سال تنها بودم و برای اولین بار تجربه کردم تحویل سال نو را بدون سفره هفت سین و تبریک به کسی که با من سر یه سفره نشسته...
خطاب به مخاطب خاصم Sedikit demi sedikit, Saya harus pergi, Di kota ini, saya tidak punya kawan, Rumahku dingin dan gelap, Dan saya diam, seperti satu tembok, seperti satu patung, Dan saya bertanya pada diriku : jahannam ada di mana ? Saya harus pergi...
“از میوه ی حوایی تو سیر نخوردیم وشد از یاد،بگو سیب در یاد تو مانده است بهشتی شده بر باد،بگو سیب من ماندم و این جرم قشنگ،آدم عاشق عشق من عجب معرکه ای کرد در آن واد،بگو سیب یکبار دگر باید از این ناله هراسید میگیریم و آهم بکند عرش ز بنیاد،بگو سیب من دزد...
ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﻣﻌﻠﻢ ﻭ ﺍﯾﻨﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯ ﻋﻤﻪﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﭘﺮﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﻓﺎﻣﯿﻠﻪ
بچه که بودم مامانم می گف تو خیابون پفک و چیپس و اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد … یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن و راه می رن انتقال بده بالاخره ما هم دل داریم ، عشق داریم
وقتی خیابانهای تهران را با بیروت مقایسه میکنیم به این نتیجه میرسم که شاید در صدور انقلاب کمی زیاده روی کرده ایم همه اش را صادر کردیم بیشترش را به لبنان
این روزا کم کم دارم عمو پنجعلی رو درک میکنم تو سریال پایتخت 3 لیلای عمو پنجعلی خیلی مفهوم داره
عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفتنسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد
اهای کافه چیاز ما که گذشت اما هر که تنها آمد اینجامپرس چه میل داری...؟!؟!؟!؟ تلخ ترین قهوه ی دنیا را برایش بریز آدمهای تنها مِزاج شان به تلخی ها عادت دارد
اینم عکس من تو دوران دبیرستان..شلوار کرم بهم میاد ؟؟ (نکته اخلاقی : زود قضاوت نکنید )